| خرچنگ |
|
Thursday, January 23
پنجشنبه بعد از ظهر است. هيچ حال و روز خوشي ندارم. امير قادري دودر کرده، کارهاي سروش جوان عقب است و هوا هم انگار حالا حالاها نميخواهد وا شود. در اين شرايط چي ميچسبد؟ اصلا نميتوانم پيشبيني کنم.
........................................................................................يکجورهايي با خودم شرط کرده بودم از اين جور وصف حالها توي وبلاگم ننويسم و اگر قرار است حرف بزنم، از سينما بگويم. ولي خب... شايد الان همان وقتي است که آدم بايد برود سراغ فيلمي مثل پلهاي مديسون کانتي. براي آدم رمانتيکي مثل من فکر کنم همچين چيزي در اين شرايط بد نباشد. 4:21 PM Sunday, January 19 خدا اين سالن کوچيک حوزه هنري را از ما نگيرد چون انگار تنها امکان فيلم ديدن در شرايط نزديک به طبيعي همينجا ميسر است. هفته پيش بالاخره ماموريت غير ممکن ۱و۲ را توي حوزه ديدم و بايد اعتراف کنم واقعا از ديدنشان لذت بردم. قسمت اول را به خاطر داستان به شدت پيچيدهاش دوست دارم.همان يک ربع اول داستان بيشتر شخصيتهاي اصلي کشته ميشوند (البته به جز تام کروز !) و بدجوري آدم شوکه ميشود .البته دور هم جمع شدن بازيگرهاي خوبي مثل ونسا ردگريو، امانوئل بئار، کريستين اسکات تامس و جان وويت واقعا ديدني است. اما قسمت دوم را فقط به خاطر جان وو دوست دارم. آن اسلوموشنهاي پشت سر هم، استفاره بهجا از موسيقي(موزيک فيلم کار گروه متاليکاست و خيلي هم خوب از کار درآمده) و ارجاعهاي فراواني که وو به کارگردانهاي محبوبش داده. مثلا ويلايي که آدم بدهاي قصه آنجا اقامت دارند کاملا شبيه همان ويلايي است که آدم بدهاي فيلم شمال از شمال غربي شاهکار هيچکاک تويش سکونت دارند. يا در صحنه مبارزه نهايي فيلم بين شان و اتان(کروز) چاقوي شان خراشي روي صورت تام کروز مياندازد و عکسالعمل کروز درست مشابه عکسالعمل بروس لي در فيلم اژدها وارد ميشود است: لمس جاي رخم و نگاه خيره اول به خون و بعد به دشمن. از اين چيزها زياد ميشود پيدا کرد.آن صحنه مبارزه رو در رو درحالي که هردو سوار موتور هستند کاملا ويژگيهاي يک وسترن دارد و ... . اما قسمت سوم را هم که دارد استاد ميسازد: ديويد فينچر. لابد اين بار تام کروز همان اول فيلم کشته ميشود! اگر واقعا اين طور شود من يکي که تعجب نميکنم.کي ممکن است تجربه بيگانه ۳ را فراموش کند؟ 5:30 PM
|