خرچنگ




Sunday, February 16

جشنواره خيلي وقت است تمام شده(دارد يک هفته مي‌شود) اما مي‌خواهم کمي درباره فيلمهاي محبوبم بنويسم. راستش شبهاي روشن فيلم دوم فرزاد موتمن به من يکي خيلي حال داد. فيلمنامه را سعيد عقيقي نوشته و کي فکرش را مي‌کرد او بتواند چنين فيلمنامه‌اي بنويسد؟ پر از ديالوگ و خيلي کم اتفاق(در واقع اتفاق‌ها بيشتر دروني بودند تا بيروني).
اين فيلم يک جور اقتباس آزاد بود از رمان داستايفسکي به همين نام ولي کاملا حال و هواي ايراني (بهتر بگويم تهراني) داشت. يک آدم سرد افسرده(با بازي خوب مهدي احمدي) خيلي اتفاقي با دختري برخورد مي‌کرد که براي ديدن محبوبش از يک جاي پرت بلند شده ‌بود آمده بود تهران. مرد به دختر پناه مي‌داد و بعد از گذشت سه شب از چهار شب قرار دختر با محبوبش(که آدم مطمين بود نمي‌آيد) عاشقش مي‌شد و درست شب چهارم وقتي که داشت از دختره خواستگاري مي‌کرد يارو پيدايش مي‌شد.
چيه؟ چرا اين جوري نگاه مي‌کنيد؟ توي عمرتان آدم عوضي مثل من نديده‌ايد که همچين فيلمي را دوست داشته باشد؟
در ضمن هانيه توسلي در نقش دختره شاهکار بازي کرد. سيمرغ حق او بود نه نيکي کريمي.



........................................................................................

Home