خرچنگ




Wednesday, June 15

روي وايت‌برد اتاق مشتركمان با علي قنواتي، يك تراكت كوچك قاليباف چسبانده‌ايم. از آن‌هايي كه استاد دست‌هايش را در هم گره زده و گذاشته زير چانه‌اش و لبخند محوي مي‌زند. تراكت را از طرقبه آورده‌ام. در همين سفر آخري به مشهد. مرد پنجاه شصت ساله‌اي با موها و ريش‌ جو گندمي و لهجه نوستالژيك مشهدي ( كه البته قاعدتا براي يك مشهدي مي‌تواند خاطره انگيز باشد) عكس را به من داد. او يكي از اعضاي ستاد قاليباف بود و عجيب هم مطمئن بود پيروز مي‌شوند. مي‌گفت خراسان و سيستان و كردستان با قاليباف هستند و او در ميان اهل تسنن طرفداران زيادي دارد و « به اميد خدا و دوازده امام رئيس جمهور مي‌شود». آن موقع به نظرم شانس قاليباف از امروز خيلي بيشتر بود. حالا يكي دو روز مانده به آخر بازي، طرفداران معين و هاشمي تهران را قرق كرده‌اند.
دوباره جوگير شده‌ايم. خيلي از آن‌هايي كه تا همين يك هفته پيش، از تحريم انتخابات و راي ندادن حرف مي‌زدند، در اين يكي دو روزه نظرشان عوض شده. امروز حتي سيامك رحماني هم مي‌گفت به معين راي مي‌دهد. دوباره اين احساس قديمي در مردم زنده شده كه مي‌توانند چيزي را تغيير دهند. چه خوب. حتي اگر چيزي تغيير نكند، باز هم هر از گاهي به بيدار شدن اين حس نياز داريم. حالت بيشتر مردم اين روزها جوري است كه انگار قرار است كار مهمي بكنند. اين روزها ديگر شعارهاي كانديداها كاري از پيش نمي‌برد، حالا زمان احساسات است و طرفداران معين خيلي خوب دارند از اين لحظه‌هاي تعيين كننده استفاده مي‌كنند. احساسات مي‌تواند ظرف چند روز آمارها و نظرسنجي‌هاي گذشته را بي اعتبار كند.
عكس روي وايت‌برد البته ربطي به جوگير شدن من يا علي ندارد. از عكس خوشم آمد و علي هم مخالفتي با چسباندن‌اش نكرد. فايده‌اش اين است كه از صبح تا شب عكس العمل ملت را وقتي توجه‌شان جلب مي‌شود و با تعجب نگاهمان مي‌كنند، تماشا مي‌كنيم. لذتي دارد هرچند قدري ناجوانمردانه است. خيلي‌ها قضيه را شوخي مي‌گيرند، بعضي‌ها دوست دارند بحث كنند و اگر شد راي‌مان را بزنند. خودش اسباب شروع گفتگو است و چي از اين بهتر؟


........................................................................................

Comments: Post a Comment

Home