| خرچنگ |
|
Tuesday, July 5
این هم یادداشت حسین معززی نیا که درباره اش نوشته بودم:
........................................................................................حضرت جواد خان رسولي سلام ديروز از يك نفر شنيدم كه در وبلاگات درباره بيتفاوتي من در انتخابات اخير رياست جمهوري چيزهايي نوشتهاي و متعجب شدم. امروز براي اولين بار سراغ وبلاگات آمدم ونوشته ات را ديدم. خب، راستش را بخواهي معناي آن حرفهايي كه جسته گريخته از من درباره انتخابات شنيدي اصلا اين نبوده كه به قول تو فقط تماشا كردهام و حالا دارم احساس خطر ميكنم. ديگران را نميدانم ولي احساس من و تلقي من اين نبوده و نيست. يادت هست چند روز پيش از من پرسيدي كه چرا يادداشتم را براي صفحه مهمان هفته مجله همشهري جوان نميدهم و پرسيدي مگر افسرده نيستي كه بتواني يك يادداشت براي اين صفحه بدهي؟ و يادت هست كه جواب دادم افسردگيام از آن حد كه يادداشت بنويسم گذشته و به جايي رسيده كه ديگر حوصله يادداشت نويسي ندارم. شايد فكر كردي دارم شوخي ميكنم ولي كاملا جدي گفتم. نسل من نميتواند سياسي نباشد و هيچ اهميتي به آن چه در دنياي انتخابات و عزل و نصب مديران ميگذرد ندهد و سرش را با دنياي شخصياش گرم كند. من هرچه قدر هم كه كنار بكشم و در عالم خودم غرق شوم و سرم به كار خودم باشد حواسام به اوضاع هست و ميدانم چه ميگذرد. اما با همه اينها به هرحال من يك آدم فرهنگيام و آن چه برايم اولويت دارد وضعيت فرهنگي اين مملكت و نسبتاش با دنياي دوروبرمان است. توضيح دادن اين نكته كه اهميت كار فرهنگي و هنري در شرايط امروز چه قدر است و بحثهايي از اين قبيل هم دغدغهام نيست، موضوع اين است كه من با اين مقوله سرگرم و دمخور شدهام و چاپ شدن يك رمان خوب با ترجمه خوب و انتشار يك مجله خواندني و انتشار يك آلبوم خوب موسيقي و نمايش يك فيلم خوب خارجي در سينما فرهنگ از همه اين قيل و قالها برايم جذابتر و واقعيتر و متعاليتر و تاثيرگذارتر و ماندنيتر است . سالها فكر ميكردم زندگي در مملكتي كه ميگويند هدف اصلي انقلابش تحول فرهنگي بوده افتخار است و مدتي هم فكر ميكردم دوران رياست جمهوري آدمي كه اهل فرهنگ است و زماني وزير ارشاد بوده به هرحال خاصيتهايي دارد. اما امروز خستهام و بي حوصله و دلزده از اين همه سياسيكاري آدمهاي وقيحي كه در همه اين سالها ما را به بازي گرفتند و فقط يك مشت حرف مفت زدند و با بي شرمي هر جا كه لازم شد از فرهنگ و هنر مايه گذاشتند تا راحتتر به سياسي كاريشان برسند. باز هم گلي به گوشه جمال نامزدهاي اين دوره كه به راحتي مقوله فرهنگ و هنر را از برنامهها و توضيحات و شعارهايشان حذف كردند و عين خيالشان نبود كه اين ماجرا اصلا اهميتي دارد. وقتي هم كه در مقابل سئوالات مجريهاي تلويزيون مجبور ميشدند جوابي به پرسشهاي فرهنگي هنري بدهند كاملا مزخرف ميگفتند و معلوم ميشد حتي آمار هم ندارند و نميدانند كه در سال چند تا فيلم توليد ميشود و چند تا كتاب درميآيد. مديران قبلي لااقل آمار داشتند ، اينها آمار هم ندارند. فكر ميكني براي چه بايد بروم به اينها راي بدهم وقتي كه معلوم است همين حالا هم دارند از اهل فرهنگ و هنر فقط استفاده ابزاري ميكنند تا برنامههاي تبليغاتيشان به ثمر برسد و دو روز بعد از انتخابات هم گور پدر همهشان؟! همين حالا نميبيني كه آقاي رئيس جمهور منتخب يك مشاور فرهنگي دارد كه ميرود اين طرف و آن طرف يك چيزهاي عجيب و غريبي ميگويد و يك روز ميگويد اينها نظر رئيس جمهور است و فردا ميگويد نظر خودم است و پسفردا ميگويد هيچ كدام نيست و بعد هم اصلا سكوت ميكند و بعد هم كسي نيست كه در اين ميان تكليف ما را معلوم كند كه اصلا پرتقال فروش كيست؟ اهميتي كه اينها براي اين مقوله قائلند همين قدر است. من به حداقل هم راضي ميشدم و اگر در بين اين هشت نفر احساس ميكردم يك نفر هست كه در طول چهار سال زمامدارياش يك سالن سينما ميسازد ميرفتم و راي ميدادم. اينها كه به هرحال هيچ كدام از قولهايي را كه در زمينه اقتصاد و سياست خارجي و توسعه شهري و چه و چه ميدهند نميتوانند و نميخواهند عملي كنند ، لااقل يك قول به دردخور فرهنگي ميدادند تا ما را خر كنند، اما اين كار را هم نكردند. بگذريم ، اين رشته سردراز دارد و هزارتا نكته ديگر هم در اين ميان هست از جمله اين كه من اعتقاد ندارم رئيس جمهور اصلا آدم مهمي است در اين مملكت و قرار است آن جور كه تلويزيون و ديگر منابع رسمي تبليغ ميكنند سرنوشت ما را تعيين كند. اساسا به نظرم احمقانه است كه كسي بگويد سرنوشت آدم ربطي به انتخابات رياست جمهوري مملكتش دارد! حرف زياد است، بگذريم، از اين به بعد در مورد من از اين جور فكرها نكن و اگر خواستي گپ و گفتهاي پراكندهمان را تبديل به يك نظر قاطع در وبلاگات كني قبلش از خودم هم نظري بپرس ! حسين معززي نيا 12:35 AM
Comments:
Post a Comment
|