خرچنگ




Thursday, July 14

چند شب پيش فيلم احمقانه‌اي ديدم به اسم پدر عروس (Father of The Bride). نقش اين پدر را استيو مارتين بازي كرده كه ظاهرا از بازيگرهاي مورد علاقه آمريكايي‌هاست. داستان فيلم خيلي ساده و سر راست است. دختر آقاي مارتين كه تازه فارغ اتحصيل شده و 21 سالش هم بيش‌تر نيست، عاشق يكي از هم‌كلاسي‌هايش شده و مي‌خواهند با هم ازدواج كنند. يعني مارتين ناگهان خودش را در جايگاه پدر زن مي‌بيند كه البته اصلا آمادگي‌اش را ندارد. او بايد خواستگاري برود، با خانواده‌اي جديد آشنا و فاميل شود، مقدمات جشن عروسي را تدارك ببيند و از اين جور چيزها.
از دل اين ايده ساده يك فيلم بيرون آمده كه لحظات خنده داري دارد. مثل كلي فيلم كمدي رمانتيك ديگر. برگ برنده اين يكي اما يك جا‌به‌جايي كوچك است. در فيلم‌هاي كمدي رمانتيك ، معمولا با زوج جوان و عاشق داستان همراه مي‌شويم و اتفاقات و بلاهايي كه سرشان مي‌آيد را دنبال مي‌كنيم ولي در اين فيلم زوج جوان در حاشيه‌اند و داستان از زاويه ديد آدم‌هاي پا به سن گذاشته روايت مي‌شود كه چون كم‌تر بهش پرداخته شده براي خودش جذابيت‌هاي زيادي دارد.
موقع تماشاي فيلم داشتم فكر مي‌كردم همچين ايده‌هايي خوراك سينماي جريان اصلي ماست. تصور نسخه ايراني فيلمي مثل پدر عروس اصلا كار سختي نيست. فقط نكته اين‌جاست كه ظاهرا كسي خيلي تمايلي به خلاقيت‌هاي شبيه به اين كه چندان هم پيچيده نيستند ندارد. فعلا انگار تا اطلاع ثانوي بايد شارلاتان ببينيم.


........................................................................................

Comments: Post a Comment

Home